دانلود رمان ایرانی رمان عاشقانه pdf رایگان سایت رمان شهر
دانلود رمان های جدید ایرانی بزرگسال عاشقانه PDF برای اندروید
خلاصه رمان: داستان رمان درباره ستاره حکمت هست که بخاطر چک برگشتی به زندان میوفته و در اونجا با سرگرد امیر پارسا آشنا میشه در زندان اول ماجراهای ستاره و شرطی که شاکی ستاره یعنی زمانی برای رضایت می گذاره و…
- رمان در دام هوس
- عاشقانه، خشن، بزرگسال
- دختر آفتاب (یاسمین.ظ)
- 405 صفحه
- Admin
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
- ۴,۰۸۰ بازدید
خلاصه رمان: داستان در لوکیشن کشور اسپانیا هست. عشقی آتشین بین مرد ایرانی تبار و دختری اسپانیایی. آرون نیکزاد، مربی رشته ی تخصصی تیر و کمان، از تیم ملی ایران جدا شده و با مهاجرت به شهر بارسلون، مربی دختری به اسم دیانا می شود. دیانا یک دختر اسپانیایی اصیل است، با شیطنت هایی خاص و البته، کمی دست و پاچلفتی و در مقابلش، مردی از ایران با جدیت و سردی شخصیت...
- رمان آفرودیته
- عاشقانه، هیجانی، کلکلی
- زهرا ارجمندنیا
- 2185 صفحه
- Admin
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
- ۲,۳۵۳ بازدید
خلاصه رمان: سودابه، دختری تحصیلکرده و ثروتمند، میخواهد با پسری که فرهنگ خانوادگی متفاوتی دارد ازدواج کند. خانوادهی دختر راضی به این وصلت نیستند. مادر سودابه مخالف ازدواج او با پسری است که خانوادهاش به تحصیلات دانشگاهی اهمیتی نمیدهند. مادر سودابه به او پیشنهاد میکند که به دیدار عمهاش، محبوبه برود و داستان زندگی او را بشنود. داستانی که سالها پیش اتفاق افتاده بود و دربارهی عشقی آتشین بین دختری ثروتمند و پسری نجار بود. خانواده امیدوار بودند سودابه پس از شنیدن این داستان عمهاش قید ازدواج با پسر مورد نظر را بزند...
- رمان بامداد خمار
- عاشقانه، اجتماعی
- فتانه حاج سید جوادی
- 900 صفحه
- Admin
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
- ۱,۸۵۱ بازدید
خلاصه رمان: نریمان طلاقم داد. توی بدترین شرایط زندگیم منو به حال خودم رها کرد.
میون بدبختی هام زنی اومد و دستمو گرفت و برد به خونه اش.
حالا بعد از ۸ سال تبدیل شدم به یک نهال دیگه. یه شروعی دوباره با آرمان خواهر زاده مامان پروانه، اما همه چی اینطور که فکر میکردم نشد.
آرمان مردی بود که منو به قعر سیاهچال بدبختی ها کشید.
بوی مرگ، خون و انتقام کاری کرد که دوباره طناب زندگیم با نریمان گره بخوره، اما...
- رمان دکتر هات من
- عاشقانه، هیجانی، بزرگسال
- میس مختاری
- 492 صفحه
- Admin
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
- ۵,۳۳۷ بازدید
خلاصه رمان: امیر پارسا جواهریان مرد مذهبی و جذابی است که همه ی مسئولیت خاندان به روی دوش اوست! حالا باید به خاطر مصلحت خانواده با دختر عمه ی بزرگش نازلی ازدواج کند. ولی او دلباخته ی دختر عمه کوچک خود است و هیچکس از این عشق مخفی امیر به پناه خبر ندارد، سمت دیگر ماجرا به نازلی و پناهی بر می گردد که مثل خواهر با هم بزرگ شدند ولی هر دو از کودکی دل بستند به امیر پارسا همین باعث می شود تا رو به روی هم قرار بگیرند و حالا که قانون خانواده باید اجرا بشود همه چیز به هم میریزد چون پناه یا باید از این عشق بگذرد یا جلوی کل خاندان بایستد...
- رمان ارس و پریزاد
- عاشقانه، مذهبی
- زینب رستمی
- 3630 صفحه
- Admin
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
- ۴,۱۶۷ بازدید