
موضوع رمان: عاشقانه, اجتماعی, بزرگسال
بخشی از داستان رمان بهشت داغ من
اشکامو پاک کردم و سعی کردم آروم باشم.
عوضی بد زده بود تو پرم.
هه، فکر کردی جناب کیان!
پوزخندی زدم و سعی کردم با درد پهلوهام کنار بیام.
آب گلومو آروم قورت دادم و گفتم:
– فک کردی من از اون فیلم فقط یه نسخه داشتم؟
اخمی کرد و عصبی گفت:
– یعنی چی؟
نیشخندی زدم و گفتم:
– یعنی همین که شنیدی، حالا هم گمشو نبینمت.
جلو اومدم و با خشونت چونمو توی دستاش گرفت و گفت:
– چه زری زدی؟
بغضمو قورت دادمو گفتم:
– احمق، فکر کردی آدم اجیر کنی لپ تابمو بدزدن ماجرا تمومه؟ من از اون فیلم ۲۰ تا نسخه دارم.
وحشیانه چونمو ول کرد و گفت:
– لعنت بهت!
خنثی و با درد گفتم:
– خیلی پست هستی!
عصبی نعره زد.
– به من یا تو؟ تو پستی یا من؟
اومدم حرفی بزنم که پرستار سریع در اتاق و باز کرد و اومد تو.
با چشمای درشت گفت:
– اتفاقی افتاده؟
کیان از اتاق زد بیرون.
لبخند مصنوعی زدم و گفتم:
– نه، فقط برای من مورفین بزنین، حالم خوب نیست!
سری تکان داد و گفت: چشم.
رفت و بعد از چند لحظه برگشت، آمپولی توی سرمم خالی کرد و رفت بیرون.
چشمامو بستم و سعی کردم بخوابم.
شاید خواب تسکین درد بود برام!
با صداهایی که میومد اروم چشمامو باز کردم و بیدار شدم.
مامانو بابا و دکتر بالای سرم بودن…
برای دانلود رمان بهشت داغ من ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۴۳/۰۰۰ تومان
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید