
ژانر رمان: اجتماعی، خانوادگی، رئال، طنز، عاشقانه، فرهنگی، معمایی، همخونه ای
قسمتی از داستان رمان یک زن وقتی
به کاوه با یه لبخند محو نگاه کردم.
نه! انگار از قبل عاقل تر شده، خوش موقع کله اش صدمه دیده، افاقه کرده ضربه ای که تو سرش خورده.
کاوه با یه لبخند شیطون و چشمایی که ازش شیطنت می بارید دوباره سرتا پامو نگاه کرد و بعد با هانا رفت بیرون.
روی زمین نشستم به در نگاه کردم، چه قدر احمقانه ست که آن زن خودشو دوباره صیغه کنه.
چه قدر احمقانه تره که به مادر بچه اش بگه حالا می تونی مادر باشی، چه قدر احمقانه تره که اون فکر می کنه اولین مرد زندگی منه…
چشمام پر اشک شد و گفتم:
من فقط خونواده امو می خوام، یه آرامش شاید آرامش بزرگترین نعمت تو دنیاست که نصیب هیچ احدی به آسونی نمی شه.
موهامو جمع کردم، رفتم جلوی آینه و داشتم لباس می پوشیدم که دیدم رو گردنم جای قرمزی، این کجا بود؟
لبمو کنار لبم قرمز بود و تا پایین لبم اومده بود لبم متورم شده بود خوبه روبند می زنم، آره خوبه چون کاوه اصلا بلد نیست حدخودشو نگه داره، چه قدر درد می کنه لبم به ساعت نگاه کردم تازه فقط یه ساعت ده دقیقه از اینکه کاوه فکر می کنه
محرمیم گذشته، به خاله چی بگم؟…
برای دانلود رمان یک زن وقتی ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۷۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷