
ژانر رمان: عاشقانه، رئال، روانشناسی، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان آبنبات چوبی
با صدای آوازی سر بلند کردم.
چشمم افتاد به مرد لاغر اندام و قد بلندی که به من نگاه می کرد و آواز می خواند چهره اش آشنا بود.
او را کجا دیده بودم؟ با دیدن نگاه دریده اش که از سر تا به پا براندازم می کرد سرم را پایین انداختم.
باز هم فکرم درگیر شد که این مرد را کجا دیده بودم؟
مرد همانطور که نگاهم می کرد و آواز می خواند از کنارم گذشت سعی کردم بیش از این به او فکر نکنم بدبختی های خودم مهمتر بود.
قلبم تند تند می تپید، به گاوصندوق گوشه اطاق نگاه می کردم درش کاملا باز بود می توانستم برگه های سفید رنگ و بسته های پول داخلش را به خوبی ببینم.
صدای رامین باعث شد حواسم از گاو صندوق پرت شود.
– خوب بقیه ی پول؟
خشمگین نگاهش کردم و گفتم: کدوم پول؟
– همون پولی که بهت دادم بابت خرید دستکش.
نزدیک بود از دست دیوانه بازی هایش سرم را به دیوار بکوبم.
– اولا که من دستکش نخریدم چیز دیگه ای خریدم.
و زیر چشمی دوباره به گاو صندوق نگاه کردم که درش همچنان باز بود.
– در ثانی من باید باقی پول رو به تو برگردونم؟
هنوز جمله ام تمام نشده بود که رامین به یک قدمی ام رسید و به مچ دستم…
برای دانلود رمان آبنبات چوبی ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۴۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
عالیه رمانش . پیشنهاد میکنم