
ژانر رمان: عاشقانه، روانشناسی
قسمتی از داستان رمان از جنس مینا
کاوه سر تکان داد و در ظاهر مشغول کار خودش شد ولی عمیقاً ذهنش درگیر غیبت مینا شد.
سرانجام نتوانست طاقت بیاورد و بدون هیچ گونه توضیحی سوار بر ماشینش شد و مدرسه را به قصد منزل مینا ترک کرد.
کمی دورتر از منزل او پارک کرد و با دیدن کامیونی در جلوی در و بعد هم دو کارگر که مشغول حمل کمد بودند برجا میخکوب شد.
ناگهان به خود آمد و با عجله به طرف مینا به راه افتاد از در که باز بود بدون دردسر رد شد و وقتی وارد منزل شد مینا را دید که در حال نشان دادن مبل های منزلش بود.
دو کارگر در حال بلند کردن تلویزیون بودند که کاوه به طرف آنان رفت و گفت شماها دارید چه کار می کنید؟
بلافاصله هر چهار نفر به سوی او برگشتند و در میان این چهار نفر نگاه یک نفر از همه متعجب تر بود، کاوه این وقت روز در منزل او!
دو کارگر بلاتکلیف به سوی مینا برگشتند.
مینا با آرامشی که برای لحظاتی به دست آورد گفت: «شما کار خودتان را بکنید» آنان می خواستند دوباره تلویزیون را بلند کنند که کاوه فریاد زد گفتم آن را بگذارید سر جایش.
و رو به مینا کرد و گفت: معلومه تو داری چه کار می کنی؟…
برای دانلود رمان از جنس مینا ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۶۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷