رمان شهر
دانلود رمان ایرانی رمان جدید عاشقانه رایگان pdf

رمان ابرها نگاه می کنند

دانلود رمان ابرها نگاه می کنند از نویسنده مهسا زهیری با لینک مستقیم

ژانر رمان: عاشقانه، هیجانی
قسمتی از داستان رمان ابرها نگاه می کنند

وقتی توی اون عصر تابستونی، روی کاناپه های اتاق بابابزرگ نشسته بودم، نمی دونستم به زودی مجبور میشم تصمیمی شبیه این بگیرم.
فقط به صورت سه نفر دیگر داخل اتاق نگاه می کردم و در تلاش بودم که ساکت بمونم.
مهرسا درست کنار دستم نشسته بود و مثل من، خبری از دلیل اومدنمون به خونه ی بابابزرگ نداشت.
به خصوص که بدون مامان دعوت شده بودیم و عمو و زن عمو هم نبودند.
این یعنی به اتفاق مهم افتاده بود.

سمت شمیم چشم انداختم که روبروی ما نشسته بود و دست به سینه به میز وسطمون نگاه می کرد؛ با لباس های ساده و صورت جدی همیشگی.
اگر چیزی می دونست هم نمی گفت.
نگاهم به طرف شهروز چرخید که کنار میز بابابزرگ ایستاده بود و با یکی از ست های جاخودکاری ور می رفت.
آهسته صداش زدم:
– داداش!
شهروز که بیشتر از ده سال از من بزرگتر بود، سر بلند کرد و جواب داد:
– بله؟

حالا خواهرش هم چشم از میز برداشته بود و به من نگاه می کرد.
صدام رو صاف کردم و از شهروز پرسیدم:
– تو هم خبر نداری جریان چیه؟
– چه جریانی؟
– بابابزرگ گفته بیایم... بدون مامان ما… بدون مامان و بابای شما.

روی شهروز و شمیم چشم چرخوندم و منتظر اطلاعات موندم.
می ترسیدم جریان ارتباطی با خودم داشته باشه.
هفته پیش تولد یکی از بچه ها دعوت بودم و اوضاع کمی از کنترل خارج شده بود.
شاید به گوش بابابزرگ رسونده بودند و صدام زده بود تا جلوی بقیه ی نوه ها توبیخ کنه…
تا یه کم از شمیم یاد بگیرم و سربزیر بشم! شاید هم اینها خیالات من بود…

  • اشتراک گذاری
خلاصه رمان
دانلود رمان ابرها نگاه می کنند از نویسنده مهسا زهیری با لینک مستقیم - ژانر رمان: عاشقانه، هیجانی - مرسده در کودکی پدرش رو از دست داده، زیادی سر به هواست، دانشگاهش رو به سختی تموم کرده و به نظر دیگران استعدادی به جز خوشگلی نداره، اما از اینکه زندگیش به بطالت می گذره و کسی قبولش نداره، ناراضیه. در تلاش برای تغییر دادن خودش و زندگیش، پاش به شهر کوچیکی باز میشه که نه تا به حال دیده و نه هیچ کدوم از آدم هاش رو می شناسه. با مردم این شهر هم تضاد فرهنگی بالایی داره. در چنین شرایطی، کم کم پرده از رازهای خانوادگی برداشته می شه و مرسده عشق تصادفیش رو پیدا می کنه که رسیدن بهش کمی ناممکن به نظر میاد. مرسده نه می تونه دست از رویاهاش بکشه و نه می تونه بی خیال عشق بشه، اما مجبوره تصمیم بگیره...
مشخصات رمان
  • نام رمان
    ابرها نگاه می کنند
  • ژانر
    عاشقانه، هیجانی
  • نویسنده
    مهسا زهیری
  • طراح کاور
    رمان شهر
  • صفحات
    1139
  • حجم
    3/4 مگابایت
لینک های دانلود
نویسنده گرامی برای درخواست حذف اثر کلیک کنید
ارسال پیامک به پشتیبانی سایت: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
دیدگاه کاربران

  • فرزانهخیلی جذاب بود...
  • ش عممنون...
  • زهراخوب بود...
  • پریانخوندم ولی احساس میکنم خوبع...
  • زهرهرمان هلال ماه واقعا زیبا بود. اگر دنبال اغراق و داستان غیر واقعی نیستید، حتما ای...
  • شاپورعابدی پشتیریعالی عالی...
  • زهرا رحیمیببخشید جلد دوم این رمان رو میشه بذارید...
  • بهارهرمان خوبی بود ممنون از نویسنده...
  • Samiعالیه رمانش . پیشنهاد میکنم...
  • نیلوفرممنون از مطالبتون...
درباره سایت
دانلود رمان ایرانی رمان جدید رایگان رمان فارسی دانلود رمان pdf عاشقانه کمدی رمان شهر اجتماعی پلیسی تخیلی کمدی جنایی وحشت غمگین بزرگسال رمان آنلاین پی دی اف، سایت رمان شهر مرجع اختصاصی دانلود رمان های ایرانی با فرمت PDF ، معرفی رمان های محبوب برای فارسی زبانان، ارائه برترین رمان ها با کیفیت برای دانلود، دانلود رمان های جدید و قدیمی ، دانلود رمان های کمیاب و ویژه ، دانلود رمان در ژانرهای اربابی، هیجانی، معمایی، طنز، فانتزی و...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به تارنمای " رمان شهر " بوده و هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد!