
ژانر رمان: عاشقانه، ازدواج اجباری
قسمتی از داستان رمان عروس عمارت
– میگم چرا… چرا جواب نمیدی؟
– چون مادرم تو موقعیت مناسب نیست. چون بابام تو زندانه! چون خودم… خودمو گم کردم.
اصلا حوصله ی هیچی ندارم. خانواده ما از هم پاشیده، اونوقت به فکر آشنایی باشم؟
یخ کرد.
– یه سال صبر کردیم. یکم دیگه م روش!
ساسان بی صبرانه گفت:
– تو هیچ میدونی داری منو ادیت میکنی مونا؟ باشه! من میدونم تو موقعیت درستی نیستی و دلت خوش نیست اما قرار نیست زمان رسیدن منو تو به تعویق برسه!
هم من تورو میشناسم و هم تو منو! دیگه چی میخوای؟
چرا انقدر چانه میزد؟ چرا تلاش می کرد وقتی…
یا نکنه مشکل دیگه ای داری؟ تو تا قبل از قضیه ی بابات اینطوری نمیگفتی! تازه از من بیشتر مشتاق بودی! لازمه یادآوری کنم یا نه؟
نمی توانست بگوید!
لعنتی دستش زیر دست عموی ساسان گیر بود.
اگر او امر کرد مشکلی نیست که خود مونا هم از خدا خواسته به خواسته ی یک ساله اش می رسید.
– خودتم داری میگی قبل این قضیه! قضیه ی بابام کل خونه رو تحت تاثیر خودش قرار داده.
تو این شرایط نمی تونم به عروس شدن فکر کنم!
جمله ی آخرش را با بغضی عجیب غریب گفت.
خودش هم نمی دانست چه مرگش است و چرا لب های لعنتی اش می لرزید.
– مونا!…
برای دانلود رمان عروس عمارت جلد ۱ و ۲ ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۴۰۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
نخوندم ولی احساس میکنم خوبع