
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، درام، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان لیلا
شرکت رو به احسان سپرده بودم و صبح تا شب رو همراه با سارا و لادن و صد البته لادین که تازه از کانادا برگشته بود مشغول خرید عروسی بودیم!
عروسی رو قرار بود تو باغ آقاجون بگیریم چون هم بزرگ بود و هم سرسبز!
تم تزئین باغ به عهده ی لادن بود، لباس عروسم ماهی بود و بالا تنه ش دکلته بود!
تورش به انتخاب سارا از پشت سرم روی زمین کشیده میشد و به انتخاب خودم کفش پاشنه ۱۵ سانتی انتخاب کردم، می خواستم شده برای یکبار هم قد علیرضا باشم!
– خوبی عزیزم؟
صدای خسته ش تو گوشی پیچید:
– خوبم خانومی، کجایی؟
لبخندی زدم و گفتم:
– لباس عروس رو انتخاب کردیم، عکسش رو برات فرستادم قشنگه؟
چند ثانیه سکوت کرد و بعد جواب داد:
– باز نیست لیلا؟
ناخودآگاه اخمی بین ابروهام نشست و گفتم:
– علی توروخدا یک شب بیشتر نیست، بزار لااقل شب عروسی رو آزاد باشم!
پوف کلافه ای کشید و بعد از چند ثانیه سکوت، گفت:
– چشم بد روت باشه، کور میشه لیلا!
ریز خندیدم و گفتم:
– نکشیمون جومونگ!
صدای خنده اش آروم بلند شد و گفت:
– زبون نریز بچه، شب میای خانه؟
تا عصر خریدای امروز تموم میشد برای همین گفتم:
– آره، شام منتظرتم!
بعد از خداحافظی تماس رو قطع کردم.
بعد از بردن خرید ها به خانه ی عزیز آماده شدم و بعد از اطلاع دادن به…
برای دانلود رمان لیلا ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۷۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
ببخشید جلد دوم این رمان رو میشه بذارید