
ژانر رمان: عاشقانه، طنز
قسمتی از داستان رمان اقدس پلنگ
– می شه به من بگی چرا هر بار شعبون و باجی قرار خواستگاری می گذارن تو رد می کنی؟
نباید به روی خودم می آوردم که خبر دارم.
حقیقتش هم این بود تا دو شب پیش کاملا بی اطلاع بودم. اینطوری می توانستم بیشتر از زیر زبانش حرف بکشم:
– خواستگاری؟ از کی؟
– نگو که هیچی نمی دونی!
– نه واقعا نمی دونم.
کمی نوشابه خوردم و وانمود کردم اصلا برایم مهم هم نیست بدانم.
دوباره صورتش را نزدیک تر کرد و گفت:
– از وقتی اومدی شعبون پدر من و بنیامین رو در آورد بس که گفت تو دختر خوبی هستی.
ما هم اولش می خواستیم بهش ثابت کنیم اینطوری نیست ولی درست می گفت.
درسته خلی ولی دختر با معرفتی هستی! البته فکر نکنی عاشق چشم ابروت شدما.
هرچی باشی از اون نهنگایی که شعبون می پسنده بهتری.
از همون موقع هزار بار با مادر و پدرت تماس گرفتن که بیان خواستگاری ولی هر بار جواب منفی شنیدن.
می شه بگی جریان چیه؟ کسی توی زندگیت هست؟
می توانستم انتقام دلچسبی بگیرم. که من از نهنگ بهترم؟!
می شد فهمید چقدر برایش سخت بوده بعد از زدن مخ تعداد زیادی پلنگ از من مرتب جواب منفی شنیده و حالا غرورش را زمین گذاشته تا دلیلش را بفهمد:
– تو که باید خوشحال باشی؟ مگه نگفتی من مثل خواهرت می مونم؟…
برای دانلود رمان اقدس پلنگ ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۸۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
رمان خوبی بود ممنون از نویسنده