
ژانر رمان: اربابی، درام، بزرگسال
این رمان برای رده سنی بزرگسالان می باشد.
قسمتی از داستان رمان ارباب بی برده
ماه های اول هزارو یک فکر در سرش بود گاهی از شدت نفرتی که نسبت به آدان داشت چشم هایش پر از خون می شد.
و گاهی از درد عشقی که هنوز در وجودش بود به خودش می پیچد و الان…
الان کمی آرام شده بود دیگر با احساساتش درگیر نبود.
شاید هم چون آدان را نمی دید زیاد درگیر احساساتش نمی شد.
بماند که قلبش هنوز سر ناسازگاری میزد.
ولی گاهی فکر می کرد شاید اینجوری بهتر است.
شاید این عشق از اول هم اشتباه بود.
یا شاید آدم اشتباهی را برای این عشق انتخاب کرده بوده.
با صدای برخورد چیزی به در متعجب کنترل را روی مبل گذاشت و بلند شد.
نیما سفر کاری رفته بود قرار بود پس فردا برگردد.
معمولا دیرتر می امد ولی زودتر نه.
از چشمی بیرونو نگاه کرد اما چیزی ندید کلافه پوفی کشید.
و در را باز کرد با چیزی که دید شوکه جیغ آرامی کشید و عقب رفت.
بهت زده جلوی در زانو زد دستشو گذاشت رو شونه مردی که جلوی در بیهوش شده بود.
هانا : آقا آقا بلند شو.
چرا اینجا خوابیدی؟ حالتون خوبه آقا؟
مرد تکان نمی خورد با تردید شونشو گرفت و چرخوندش.
با دیدن آدان عقب رفت و خورد زمین…
برای دانلود رمان ارباب بی برده ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۴۲۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: 09355422967
توجه: هنگام خرید رمان VPN خود را خاموش کنید