
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان نوازشم کن
سرم انقدر داغ شده بود انگار درون یه دیگ داغ فرو رفته و صورتمم از ازدحام خون توی رگهام داشت منفجر میشد.
دستام رو جلوی صورتم گرفتم که گفت:
– میخواست سراغ زن خوشگل و جوون نره که تو چشم بقیه جولون بده.
من ازت خوشم اومده مایا، همون دفعه اول که یه لباس آبی تنت بود، چرا چسبیدی به دایی؟
اون آدم زندگی کردن با جنس مخالفش نیست، فقط بگو چیکار کنم؟ قرار بود ازش طلاق بگیری پس چیشد؟
بلند شدم و کیفم رو برداشتم سریع دسته ی کیفم رو گرفت:
– کجا میخوای بری؟
– میرم دنبال فیاض، حس میکنم بدون شوهرم پیش تو امنیتی ندارم.
– نمیدونستم اینکه صبحِ شب حجله ت بری پزشک قانونی و از شوهرت شکایت کنی اسمش میشه امنیت!!
– بهت اجازه نمیدم در مورد مسائل زندگیم حرف بزنی آراز.
برات احترام قائلم چون قرار بود بهم کمک کنی و اینو هیچوقت فراموش نمیکنم، اما خوشم نمیاد تا زمانیکه توی تاهل فیاضم نگاه دیگه ای بهم داشته باشی.
– واست نگرانم مایا، جوونیتو تباه نکن، به فکر آزادیت باش، من داییمو دوست دارم اما میدونم تورو نابود میکنه واسه همینم میگم تا دیر نشده ازش جداشو.
– دلت به حال من سوخته یا بخاطر خودت میگی؟
میخوای ادعا کنی تویی که یه غریبه ای و اصلا منو نمیشناسی بیشتر از کسی که هر روز و شب کنارمه و…
برای دانلود رمان نوازشم کن ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۸۰۰۰ تومان
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: 09355422967
توجه: هنگام خرید رمان VPN خود را خاموش کنید