
ژانر رمان: عاشقانه، بزرگسال
توجه: این رمان مناسب رده سنی بزرگسالان است.
قسمتی از داستان رمان داژو
نفس کلافه ایی کشید و چشم هاش رو گشاد کرد.
– به خدا خودمم موندم، اصلا مگه میشه این روستا هیچ راه ارتباطی با بیرون نداشته باشه؟!
یعنی هیچ رفت و آمدی نمیشه اینجا؟
یک قدم عقب رفتم و به نمای روستا از دور نگاه کردم.
کلبه های سنگی روشن با درهای کنده کاری شده، قلعه ی محافظت شده و قبرستون عجیب غریب ش.
– اینجا یه روستای معمولی نیست شاهد، پس نباید راه های ارتباطیش هم معمولی باشه.
اخم هاش رو به نشونه ی فکر کردن توی هم کشید.
– تو از اولم می دونستی واسه همین مخالف اومدنمون از این طرف بودی.
همراز تو چی می دونی که ماها نمی دونیم؟
چشم چرخوندم.
– من گفتم ولی تو نشنیدی.
صداش رو عصبی بالا برد. نه اینکه داد بزنه ولی به آرومی قبل هم نبود.
– خیلی خب یه بار دیگه بگو الان می خوام بشنوم می خوام بدونم.
بینی گرفته از سرمام رو بالا کشیدم.
– من فکر می کنم تمام اینا از اولش نقشه بوده، سقوط هواپیما پیدا شدن تو لبه ی دره و اون طوری سرپا شدنت، اومدن ما اینجا و گیر کردنمون.
– اینو که خودمم می دونم، از اولشم می دونستم سقوط هواپیما عمدیه ولی…
میون حرف پریدم.
– ولی همش منو مقصر می دونستی و پا به پاش ما رو کشوندی اینجا…
برای دانلود رمان داژو ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۹۰۰۰ تومان
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: 09355422967
توجه: هنگام خرید رمان VPN خود را خاموش کنید