
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی
قسمتی از داستان رمان بازیگر
رو صندلی نشست و به جمعیت نگاه کرد.
فقط هنرپیشه ها و تعدادی از عوامل صحنه که سرکار اول دیده بود را می شناخت.
بقیه همگی غریبه بودند.
اما تمام حواسش به آریویی بود که گیلاس ها را بالا می داد و برایش مهم نبود که مست کند.
خیلی دندان سر جیگر گذاشت که به سمتش نرود اما فایده نداشت.
مردیکه بیشعور، عصبیش می کرد.
اصلا انگار یادش رفته بود چند مدت پیش درون خونه اش چطور بغلش کرد و بوسید.
از به یادآوری گونه هایش سرخ شد.
حس کرد کسی کنارش نشست.
نگاه چرخاند که با یک جفت چشم براق سبز رنگ مواجهه شد.
این پسر را می شناخت.
کیان نوبخت بود.
تازگی درون چند فیلم سینمایی حسابی درخشیده بود.
آنقدر که قرارداد فیلم جدیدش آنقدر پر و پیمان بود که حرفش سر زبان بیفتد.
– سلام.
لبخند نمکین رو لب آورد و گفت: سلام.
– جدیدی؟
با گنگی گفت: هوم؟
کیان لبخند زد و گفت: منظورم اینه چیکاره ای؟ تازه اومدی تو فیلم سازی؟
– آهان، آره خب، تازه دارم با آقا نیکویی کار می کنم.
کیان با کنجکاوی پرسید: تو چه زمینه ای؟
– برای فیلم جدیدشون، در نقش اصلی.
ابروهای کیان بالا پرید.
نگاهی به سر تا پای تپش انداخت.
الحق دختر زیبایی بود.
آنقدر زیبا که از وقتی وارد شد و نگاهش به او افتاد نتوانست جلوی کنجکاویش…
برای دانلود رمان بازیگر ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۶۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷