
ژانر رمان: عاشقانه، هیجانی، پسر خشن
قسمتی از داستان رمان مونتیگو
خواست تماس را قطع کند که لحظه ای مکث کرد.
اروند هنوز نیامده بود.
می توانست سوالی را بپرسد که چندین سال جوابش برایش مجهول بود.
همانی که حرف زدن از آن هم در خانه و هم پیش اروند ممنوع بود.
_خوارزم…
چطور باید صدایش میزد؟ عمو؟ پدر؟
خوارزم به سرعت جواب داد: بله.
آب دهنش را فرو داد.
گرسنه بود اما انگار راه گلویش بسته شده بود ساعت ها بود جز کمی آب آن هم به اجبار اروند چیز دیگری نخورده بود.
_تو با سارا…
خوارزم سکوت کرد و او بعد از مکث کوتاهی زمزمه وار ادامه داد.
_تو با مامان اروند رابطه داشتی؟
محکم جواب داد: بعد از ازدواجش حتی اسمشم به زبون نیاوردم.
پلک هایش را روی هم گذاشت میدانست حقیقت است.
خشایار هم همین را گفته بود.
مرضیه هم…
_ دیگه هیچ وقت نزدیک من نشو.
گفت و بدون اینکه تماس را قطع کند موبایل را سمت مرد گرفت و رویش را سمت مخالف برگرداند.
در عالم خواب و بیداری دست و پا میزد که گرمای دستی را زیر زانوهایش حس کرد.
وحشت زده چشمانش را باز کرد و خودش رو عقب کشید.
اروند کنار رفت و آرام توضیح داد:
_کاریت ندارم میخواستم ببرمت داخل.
نفس زنان به اطراف خیره شد. این خانه را دوست نداشت. برخلاف خانه ی اروند.
خانه ای که تا قبل از این جریانات…
برای دانلود رمان مونتیگو ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۹۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید