
ژانر رمان: عاشقانه، مافیایى، جنایى، معمایى
قسمتی از داستان رمان پینوکیو
صدای جر و بحث از طرفی به گوشم می رسد.
کسی جیغ می زند.
بسه بس کنید. با هر دو توتم.
صدای عصبی و آشنای دخترک فایده ای ندارد.
دوباره صدای بحث بالا می گیرد.
بوی الکل زیر بینی ام می زند.
چهره ام در هم می شود.
لای پلک هایم را باز می کنم لشکر نور به سمتم هجوم می آورد به راحتی می فهمم این تختی که مثل جنازه رویش افتاده ام تخت بیمارستان است.
همین که چشم هایم کاملا باز می شود پرستار جوانی جلوی دیدم به نور را می گیرد.
– خداروشکر به هوش اومدی دوستات کل بیمارستان رو بهم ریختن مجبور شدیم بیرونشون کنیم.
برایم هیچ اهمیتی ندارد که چرا دوستانی که هیچوقت در عمرم نداشتم را بیرون انداختند، فقط سر درد متممدم است که اعصابم را بهم می ریزد.
به سختی روی تخت می نشینم و زبان خشک شده ام را به کار می اندازم.
– من… چم شده؟
پرستار یک لبخند درخشان تحویلم می دهد و سوزن سرم را از دستم در می آورد.
– چیزی نیست برادرت گفته بخاطر فراموشی کوتاه مدتت و برگشتن خاطره هاته اما دکتر برای احتیاط برات یه سری آزمایش نوشته که باید انجام بدی.
آخه این شدت از واکنش نسبت به برگشتن به خاطره معمولی نیست.
– سا… ساعت چنده؟
– هفت شب.
ابروهایم بالا میپرد یعنی از صبح تا الان بیهوش بودم؟
– ماهور… ماهور بهوش اومدی؟…
برای دانلود رمان پینوکیو ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۷۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید