
موضوع رمان: عاشقانه, فانتزی, انتقامی, معمایی, جنایی, ماورایی
بخشی از داستان رمان جان
دنیا دور سرم چرخید، نفسم برید.
دستم شل شده و گوشی از بین انگشتام افتاد رو میز.
صدای نفس هام بلند شد، انگار هوا کمه قلبم داشت از جا کنده میشد.
پا شدم و با قدمای لرزون راه افتادم سمت سرویس بهداشتی.
تا درو بستم اشک هام بی اختیار جاری شدن.
تکیه دادم به دیوار و نگام به آینه سرویش افتاد.
بی اختیار شروع کردم تو سر خودم زدن با صدای گرفته و لرزون میگفتم پای اون بیگناهو کشیدی وسط.
احمق… احمق… تو نباید به عدالت خدا شک میکردی.
تو روند تقدیر دست بردی.
چونه ام از شدت هق هقم میلرزید.
من باعث شدم، من مقصرم.
خودمو به روشویی رسوندم و با دستهای لرزون شیر آب رو باز کردم و یه مشت آب به صورتم پاچیدم.
قطره های آب رو صورتم شره میکرد اما نمیتونست آتیش توی دلمو خاموش کنه.
اشکهام قاطی قطره های آب میشد و از چونه ام میچکید.
هر تپش قلبم درد بود انگار یکی از روی قفسه ی سینه ام مستقیم به قلبم مشت میزد.
صدای اون زن توی امامزاده تو گوشم پیچید، “ایاک نعبد و ایاک نستعین”…
نفسهام برید.
من نقض کردم. ایاک نعبد و ایاک نستعین رو نقض کردم، حالا چه گوهی بخورم؟!
پسره چه گناهی کرده؟
یه مشت آب دیگه پاشیدم به صورتم با چشمای قرمز و پف کرده زل زدم به آینه زنی که مقابلم بود، شبیه خودم نبود…
برای دانلود رمان جان ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۴۵/۰۰۰ تومان
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید