
موضوع رمان: عاشقانه, جنایی, اجتماعی
بخشی از داستان رمان شکلات تلخ
در خانه که پشت سرشان بسته شد شهراد کف هر دو دستش را به هم مالید و آهسته گفت:
خب باید چه کار کنیم؟
اردلان راه افتاد سمت آسانسور و گفت:
قبل از این که تو برسی من همه جا رو چک کردم کسی نبود.
مطمئنم هیچ کس ندیده تو اومدی خونه اگه میدیدنت خیلی بد میشد.
چون آمارتو در می آوردن و میفهمیدن پلیسی و حساب من دیگه با کرام الکاتبین بود،
اما حالا که نفهمیدن برگ برنده دست ماست.
آسانسور به طبقه همکف رسید اردلان جلوی در آسانسور ایستاد و گفت:
تو باید طبق برنامه پیش بری این خونه نوسازه و به غیر از ما فقط یه ساکن دیگه داره.
بعید میدونم آمار ساختمونم در آورده باشن.
اون زوج که ساکن طبقه چهارمن یک ماهی هست که رفتن تهران و هنوز برنگشتن.
حتی اگه بدونن این ساختمان فقط دو خانوار ساکن داره فکر میکنن تو از اون خونه اومدی بیرون و روت حساس نمیشن.
من از پارکینگ با ماشین میرم بیرون و پیش کیانوش.
میرم ببینم قضیه چیه و اون از چیزی خبر داره یا نه.
این وسطم سعی میکنم بپیچونمشون.
تو سریع خودتو برسون سر خیابون و با یه تاکسی برو همون هتلی که توش اتاق رزرو کردی و برای سه ساعت دیگه بیا همون جایی که آدرسشو برات اس ام اس کردم…
برای دانلود رمان شکلات تلخ ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۵/۰۰۰ تومان
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید