
موضوع رمان: عاشقانه، مذهبی
قسمتی از داستان رمان ارس و پریزاد
آن روزها در کشتی یک آشوب به پا شده بود، در خانه ی جواهریان ها یک آشوب دیگر.
فریادهای علی شاه بر سر خیزران آن قدر بلند و ترسناک بود که بچه ها از ترس گریه می کردند.
یزدان کوچک پشت ستون رنگش شده بود مثل گچ.
علی شاه با نفرت به خیزران می گفت:
اگر اتفاقی برای فرزند گم شده ی همایون بیوفتد، او و خواهرش خورشید را هرگز نخواهد بخشید.
خیزران از همان روزها روزه ی سکوت گرفت.
گناهش آن قدر بزرگ بود که یک عمر پیش خودش هم شرمنده بود چه برسد مقابل فوزیه و علیشاه.
گناه همه شان بزرگ بود.
هر کدام محکوم بودند در یک کوره بسوزند.
بعدها هم، علی شاه به جبران غفلت خودش، حساب فوزیه را از همه جدا کرده و تا آخرین روز زندگی، هرچه دختر همایون خواسته بود، “نه” نگفته بود.
خیزران هم برای تلافی خطایش مقابل تبعیض های او و یکه تازی های فوزیه سکوت کرده و مادرانه دخترک را بزرگ کرده و به او عشق ورزیده بود.
راحیل دست گذاشت روی شانه ی یزدان.
نگاهش به موهای جوگندمی برادر بود که گفت:
– خشت اول این خانه خراب رو مادر گذاشت.
یزدان سرش را بالا گرفت و خسته و محزون جواب داد:
من و توأم خشتای بعدی رو گذاشتیم!
این چه راهی بود که ما اومدیم…
برای دانلود رمان ارس و پریزاد ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۹۰۰۰ تومان
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
خیلی خوشم اومد از این رمان عالی
عالی عالی
موافقم