
ژانر رمان: عاشقانه، اجباری، اربابی، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان الهه مرگ
مطملنم از خجالت گونه هام گل انداخته بودند. حرصی به سمتش رفتم و روی بازوش زدم.
– خفه شو… بیشعور!
با این حرفم ترلان هم زیر خنده زد و گفت:
– هلی ولش کن… دختر از خجالت عین لبو شده!
پشت میز کنار هلنا نشستم و سیبی از جامیوه روی میز برداشتم و گازی بهش زدم که هلنا دستی به بازوش کشید و گفت این خجالت سرش میشه آخه؟
بعد نگاهش رو سمت من داد و گفت: وحشی… بازوم درد گرفتا.
شونه ای با بی خیالی بالا انداختم و گفتم حقته.
نگاهم رو سمت ترلان دادم و گفتم کمک نمی خوای عزیزم؟
با لبخند به سمتم برگشت و گفت:
– نه ممنون.
سرم رو روی بشقاب گذاشتم و پوفی کشیدم.
– حوصلم سررفته یه کاری کنید، یه چیزی بگید.
ترلان در قابلمه رو بست و اومد روی صندلی کناری من پشت میز نشست.
– یه خبر دارم برات.
چشمام رو ریز کردم و گفتم چه خبری؟
نگاهی به هلنا انداخت و گفت: بگم؟
هلنا خجل سری پایین انداخت و گفت: بگو.
هلنا و خجالت…؟! محاله.
کنجکاو به ترلان چشم دوختم و گفتم: وای بگو دیگه جون به لبم کردی.
گفت: داداشم و سوگل قراره ازدواج کنن!
– چی؟ واقعا؟
که سری تکان داد و اوهومی گفت. خیلی خوشحال شدم که هلنا بالاخره مرد مناسب خودش رو پیدا کرد و قرار بود ازدواج کنه…
برای دانلود رمان سوگلی ارباب ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۴۲۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: 09355422967
لایک like 👍