
موضوع رمان: عاشقانه, درام, بزرگسال, انتقامی
توجه: این رمان برای رده سنی بزرگسالان می باشد.
بخشی از داستان رمان عشق ممنوعه استاد
تو حس و حال خودم بودم که صدا ی فریاد بلندش باعث شد توی جام تکانی بخورم.
وحشت زده به چشمای غرق در خونش خیره شدم.
_بچه شد ی هان؟ اگه می دونستی دوستای بابام چه کارایی ازشون برمیاد اینطوری راحت برای من حرف نمیزدی.
واقعا دیوونه شده بود هیچ وقت اینطوری و توی این حال ندیده بودمش و برام تعجب داشت که بخاطر من به سرش زده باشه.
یکدفعه به سمتم یورش آورد که عقب رفتم و تا بخوام از دستش فرار کنم توی چنگش اسیر بودم.
درحالی که به دیوار اتاق می کوبیدم بهم چسبیده و دستاش رو دو طرفم گذاشته بود.
_کجا؟ دیگه بی اجازه من کاری نمیکنی فهمیدی یا نه؟!
با اینکه از ترس قلبم تند تند میزد و نفسم گرفته بود ولی بازم کوتاه نیومدم و تُخس توی چشماش خیره شدم و گفتم:
_اختیار من دست تو نیست انگار یادت رفته ازدواجمون همش الکیه و سیاه بازیه.
باقی حرفم با کاری که ناگهان باهام کرد نصفه ماند.
سعی کردم از خودم جداش کنم ولی بی فایده بود و عصبی سعی داشت کار خودش رو بکنه.
درحالیکه من رو میبوسید دستش بود که روی بدنم حرکت میکرد و سعی داشت لمسم کنه.
تموم حرکاتش با خشم بود!
معلوم بود از حرفام عصبی شده و…
برای دانلود رمان عشق ممنوعه استاد ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۹۰۰۰ تومان
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید