
ژانر رمان: فانتزی، تخیلی، دارک
قسمتی از داستان رمان سیندرلای گناهکار
نامادری مرا به اتاق نشیمن فرا میخواند.
بارها تلاش کرده است که او را مادر صدا کنم، یا کُنتس، یا حتی اسمش اِلیرا را صدا کنم.
اما من همچنان به او میگویم نامادری.
تا هر دو یادمان بماند که دقیقاً او چه نسبتی با من دارد: او غریبهای است که باید زیر پاهایم له بشود.
همین که به قدر کافی جادوی سپید به دست بیاورم، او را مثل سوسکی زیر کفشم له میکنم.
تا صدای خرچخرچ لهشدن استخوانهایش را بشنوم.
وارد اتاق نشیمن میشوم.
تقریباً همهجایش سفید است. پردههای توری، مبلهای مخملی، فرشی که کف اتاق پهن است.
به نظرم نامادری به این دلیل رنگ سفید را انتخاب کرده که تمام لکهها و کثیفیها را بهخوبی نشان دهد.
همیشهٔ لکهای هست که مجبور شوم بروم و بسابمش.
نامادری میگوید: “سلام عزیزم.” با اینکه با من مثل کلفتها رفتار میکند، اما اصرار دارد مثل دخترانش به من هم بگوید “عزیزم”.
احتمالاً نامادری گفتنهای مرا به این شکل تلافی میکند.
بهتان قول میدهم که من عزیزِ هیچشخصی در این دنیا نیستم.
تکه کاغذ درازی را بین انگشتان ظریفش میگیرد.
پایین طومار به طرف بالا پیچ خورده و میتوانم نشانِ سلطنتی را پایین کاغذ ببینم. از طرف پادشاه است.
نامادری میگوید: “به نظر میرسه که شاهزاده یه مهمانی ترتیب داده.”
میگویم: “که اینطور.” اما واقعاً دلم میخواهد بگویم…
برای دانلود رمان سیندرلای گناهکار ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۶۰۰۰ تومان
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: 09355422967