
موضوع رمان: عاشقانه, اجتماعی, ازدواج اجباری, همخونه ای
بخشی از داستان رمان زندگی غیر مشترک
ونداد ساعت سه بعد از ظهر بعد از یک روز پر تنش به خانه رسید.
بر خلاف تصورش خیلی بد هم نبود شاید پشت سرش حرف بزنند اما جلوی رویش اینطور نبود.
حداقل انقدر جدی برخورد کرده بود که همه حساب کار دستشان آمده بود که نباید استاد جوان و تازه کار را دست بیندازند.
از اینکه با وجود حلقه ای که در دستش بود خیلی از دخترها دنبالش راه افتاده بودند و مثلا داشتند نخ میدادند در تعجب بود.
حلقه ی پلاتینی اش که یک نگین درخشنده رویش حک شده بود درست مثل حلقه ی بلوط بود که هیچ وقت آن را به دست نمی انداخت.
آهی کشید و فکر کرد نبودنش در خانه فریاد می زند.
حوصله ی غذا خوردن نداشت در دانشگاه چیزی صرف کرده بود.
به حمام رفت و لباس هایش را با یک جین ذغالی و یک تی شرت اسپرت سفید تعویض کرد.
کمی عطر به خودش زد و قامت گرفت تا نمازش را به جا بیاورد.
ساعت چهار بود.
حوصله اش سر رفته بود.
گشتی در خانه زد.
در اتاق بلوط را باز کرد، وقتی بود جرات پا گذاشتن به آنجا را نداشت.
اتاق را یک تخت دو نفره و یک میز کنسول سفید پر کرده بود.
کمد دیواری که درش باز بود و لباس های…
برای دانلود رمان زندگی غیر مشترک ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۲۰۰۰ تومان
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید