
موضوع رمان: عاشقانه, ازدواج اجباری, بزرگسال, انتقامی
بخشی از داستان رمان برزخ بازوانت
نگاهی به بهم ریختگی اتاق و لباس ها انداخت.
از بین تیشرت های بیرون زده از کشو یکی برداشت و بیرون رفت.
آراد با نیم تنه ی لخت وسط اتاق ایستاده و پیراهن دسر مالی شده در دستش بود.
الین تیشرت را به سمتش گرفت:
– بفرمایید.
آراد سر تا پایش را نگاهی انداخت و با یک دست تیشرت را گرفت و با دست دیگر پیراهن را به دست الین داد.
الین مردد پرسید:
– ام… من برم آقا؟
آراد سرش را از یقه پیراهن بیرون آورد.
– دسر و که مالیدی به هیکلم، حداقل برو میوه بیار.
الین سر پایین انداخت و همزمان که چشم آرامی گفت و به راه افتاد.
تند و سریع ظرف میوه را از داخل یخچال برداشت و دوباره به اتاق برگشت.
آراد روی کاناپه دراز کشیده و زیر سرش متکایی گذاشته و خیره اش بود.
ظرف میوه را روی میز جلویش گذاشت.
– بفرمایید.
آراد دست دراز کرد و سیبی برداشت.
الین آهسته پرسید:
– من برم؟ کاری ندارین؟
آراد سیب را در دستش چرخی داد.
– نمی بینی یا خودت رو میزنی به ندیدن؟
الین متعجب سرتکان داد:
– چی رو؟
آراد چشم دور اتاق چرخاند این وضعیت رو نمی بینی؟
الین به اطراف نگاه کرد؛ تازه متوجه بهم ریختگی اتاق شد.
با چشمانی گرد شده خیره ی آراد شد.
– اینجا چرا اینطوریه؟ مگه شیرین خانوم نیومده مرتب کنه؟…
برای دانلود رمان برزخ بازوانت ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۰/۰۰۰ تومان
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید