
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی، کلکلی
بخشی از داستان رمان آفرودیته
ابروهام هر دو با هم بالا پریده بودند سعی کردم تکان بخورم که مانعم شد.
– لطفا انقدر به زخمت فشار وارد نکن.
تحلیلت خیلی خیلی عالی بود.
حس میکنم گلبول های سفیدم بعد شنیدنش در جهت بهبود حالم، تلاش بیشتری کردند.
خندید، سرش رو هم همراه این خنده ی آروم تکانی داد.
– شیطنتات بی نظیره دیا.
– پرتقال نمی خوای؟
متعجب تماشام کرد و من زبونم رو دور لبم کشیدم.
اولش نگاهش حیرت زده شد اما بعد با حسی عمیق تب دار و شگفت انگیز شروع کرد به بوسیدنم از این که این میوه رو بهش تعارف کرده بودم ابدا حسن خجالتی نداشتم.
اشک هام بند نمی اومدند بچگانه بود اما من…
حتى تلاشی هم برای بند اومدنشون نمی کردم.
فقط به پرستارم شبیه بدجنس ترین آدم دنیا نگاه میکردم و اون سعی داشت بهم توضیح بده باید حرکت کنم و این برای زخمم خیلی بهتره!
– من می فهمم چی میگید اما خیلی خیلی درد داره.
انگار از بحث با من خسته شده بود که بی حرف از اتاق خارج شد.
مطمئن بودم می رفت تا این وظیفه رو به کس دیگه ای محول کنه و من با درد پهلوم رو چسبیدم.
– همشون بدجنسن!
بهانه گیر شده بودم دلیلش هم بی تحرکی و خواب طولانی مدتم روی این تخت بود.
جز مربی، آلوارو لوسی و سارا همراه پابلو ملاقات کننده ای نداشتم…
برای دانلود رمان آفرودیته ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۸۰۰۰ تومان
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷