
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی
قسمتی از داستان رمان بر من بتاب
و من فکر کردم که انگار زمان ایستاده است.
در میان من و او. میان این کلبه شیشه ای.
بین باغی سرما زده با ریسه های نورانی.
زمان میان ما ایستاده بود.
حداقل برای من که این گونه بود.
برای منی که که بارها و بارها دلم در ندیدنش، دیدار خواسته بود.
لعنت به من و تمام خواسته هایم اصلا.
ای کاش یکی در گوشم می کوباند. کاش مینا بود.
کاش مینا می آمد و سیخ داغ در چشمان بی حیایم فرو می ساخت.
خنده اش که پایان گرفت، به سمتم متمایل شد و خیره در نگاهم گفت: نذر کردی با من حرف نزنی؟
شاید هم توبه کردی.
جای تمام احساسات این دل وامانده را غضب گرفت و خواستم جوابی دندان شکن دهم که رامین و حسنا در کشویی را باز کردند و من به چشم های برق دار حسنایی که این میان، برایم نیشخند ردیف می ساخت، چشم غره رفتم.
کاش مینا بود یکی در گوش من می کوباند و یکی در دهان این دختر.
رامین به دیدن غیاث، کمی اخم به چهره نشاند و این موضوع دل آتش گرفته مرا از دیدن لبخند گوش تا گوش حسنا، کمی خنک کرد.
رامین – تو این جا چی کار می کنی؟
لحن و سوالش، سقلمه حسنا و چشم غره اش را در پی داشت.
غیاث اما خیلی بی توجه و…
برای دانلود رمان بر من بتاب ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۵۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید