
ژانر رمان: عاشقانه، همخونه ای، انتقامی
قسمتی از داستان رمان اعدام یا انتقام
مامان که گویا هم از على خوشش اومده هم از عسل، عسلو از بغلم گرفت و خودش بغلش کرد.
به على هم وقتى گفت پسرم فهمیدم ازش خوشش اومده.
دفعه ى قبل هیچکدوم تو شرایط خوبى نبودیم.
هم على توپش پر بود، هم مامان و بابا! ولى امروز انگار فرق داشت.
على متین و آقا منشانه رفتار کرده بود، همون طور که مامانم دوست داره، حالا مونده بابا…
خدا کنه اونم به خیر بگذره.
دیگه تحمل تنشو دورى از خانواده امو ندارم، غم دورى از سهیل برام سنگین هست بهتره یه کم دردام سبکتر بشن!
بابا جلوى در اصلى سالن ایستاده بود.
على پیش قدم شد و دستشو براى دست دادن رو به بابا گرفت.
بابا نگاهى به دست على کرد و خیلى رسمى باهاش دست داد.
– سلام آقاى امینى!
– سلام، خوش آمدید بفرمایید.
بابا دستشو به سمت پذیرایى گرفت و از على دعوت کرد به اون سمت بره و بشینه.
على دنبال بابا رفت.
جلوى على رفتم و کت نوک مدادى رنگشو گفتم در بیاره و به من بده.
على لبخندى زد و تو جاش که تازه نشسته بود نیم خیز شد و کتشو در آورد.
کتشو به جا لباسیه راهرویى که جلوى در وردى بود آویزون کردم و به جمعشون برگشتم.
عسل هنوز بغل مامان بود و…
برای دانلود رمان اعدام یا انتقام ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۷۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: 09355422967