
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی
قسمتی از داستان رمان دژبان
شونه هام رو انداختم بالا و با ظاهر بی تفاوت تکیه دادم به مبل و پام و انداختم رو پام.
– هر اشتباهی یه تاوانی داره. تاوان تو هم جواب پس دادن به سوالای منه.
اول بگو ببینم می خوای از اون حیوون جدا بشی؟ یا نه؟
قبل از اینکه سکوت کش دار شده اش به حرف تبدیل بشه خودم گفتم:
– اگه بگی نه دیگه مطمئن میشم اون آرایه ای نیستی که من می شناختم.
اونی که مطمئنا اگه همچین چیزایی رو می دید دیگه تحت هیچ شرایطی حاضر نبود اون زندگی رو تحمل کنه!
– تو اینکه من دیگه اون آرایه نیستم و خیلی چیزا تو وجودم عوض شده هیچ شکی نیست.
تو اینکه این زندگی غیر قابل تحمل شده و داره منو خفه می کنه هم هیچ شکی نیست.
ولی… ولی من اگه می تونستم همون اولین روزی که به خودش اجازه داد رو من دست بلند کنه جدا می شدم.
نه الآن که این کار تبدیل شده به عادت و هر موقع دلش خواست…
بغضش دیگه نذاشت ادامه بده و لبشو به دندون گرفت.
تمام تلاشم رو کردم تا نگاهمو بگیرم از اون لبایی که زیر دندونش بود. لبایی که یه زمانی جاشون…
نفسم و فوت کردم و بلند شدم. با این شرایط موندن تو این خانه واقعا درست نبود.
ولی قبلش باید از آرایه و عواقب کارم با زندگیش…
برای دانلود رمان دژبان ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۸۰۰۰ تومان
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: 09355422967