
موضوع رمان: عاشقانه, معمایی, هیجانی
بخشی از داستان رمان برج سرطان
صداش زدم: عطرین، آهای.
هیچی نگفت فقط با نفرت تو چشمهام خیره شده بود.
– عطرین من برم شاید امشب برنگردمها! بعدا غصه میخوری که چرا جوابمو ندادی.
دو قطره اشک از چشمهاش پایین چکید و گفت:
واقعا آدم بی رحمی هستی واقعا هستی کیا!
فکر نمیکردم یه روزی روبه روم بشینی و اینطوری روحمو آزرده کنی!
– عطرین من بهت گفتم ازدواج من و تو یه قرارداده، برای اینکه بتونم یه عده رو مجاب کنم که تاخیرم، عدم حضورم، دلیل نبودنم تویی!
عشقی که به تو دارم، سکوتی که درمورد تو میکنم.
جبه های که راه انداختم تا توش از تو محافظت کنم!
من همه چیز و مو به مو گفته بودم نگفتم؟!
چونه اش می لرزید ولی نمیخواست بترکه.
نمیخواست بغضش رو جلوی من پهن کنه!
میدیدم ساکته و حرفهاشو میخوره.
پنجه اش مشته و میخواد توی صورتم بکوبه، اما دستش تکون نمیخوره.
پاهاش زیر میز بالا و پایین میشه و باز سرجاش نشسته.
موهاش روی پیشونیش ریخته و دستی نمیره تا اونها رو از جلوی دیدش کنار بزنه!
شاید میخواد آدمی که جلوش نشسته رو تار و ناواضح ببینه، که باورهاش بیشتر از این نشکنه!
ساکت بود.
منم ساکت بودم.
– میخوای با سایه ازدواج کنی؟!
یه نفس عمیق کشیدم وگفتم:
ما صاحب یه پسریم عطرین، به خاطر متین مجبورم!
دیگه تلاشی برای پنهان کردن اشکهاش نمی کرد…
برای دانلود رمان برج سرطان ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۴۳/۰۰۰ تومان
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
رمان هلال ماه واقعا زیبا بود.
اگر دنبال اغراق و داستان غیر واقعی نیستید، حتما اینو بخونید. مطمئنا خوشتون میاد.
مرسی از نویسنده