
موضوع رمان: عاشقانه
بخشی از داستان رمان همسر استاد
فریبا با چهره ای غمگین ازم دور شد و بهارو به اتاقش برد.
کفش پوشیدم که حاج خانم سمتم اومد:
– آخه چی شد یهو مادر؟ بخدا دلم هزار راه میره!
– نگران نباشید فقط اجازه بدید برم.
خداحافظ.
از پله ها سرازیر شدم و به خیابون رفتم برای اولین ماشینی که کنار پام ترمز زد آدرس رو گفتم.
و داخلش نشستم.
چشمه اشکم هنوز روان بود و این اصلا دست خودم نبود.
کلیدو داخل قفل در چرخوندم و وارد خونه ی سردم شدم.
لوازممو گوشه دیوار رها کردم و سمت بخاری رفتم، شعله رو بالا بردم و کنارش چمباتمه زدم.
سرم درد میکرد و چشام از گریه زیاد پوف کرده بود.
اون روز رو خونه خودم شب رو به صبح رسوندم.
روز بعد به دانشگاه نرفتم.
حال و روز خوشی نداشتم تمام مدت با اینکه فکرم درگیر حال و روز کوروش بود اما جرات اینو نداشتم که باهاش تماس بگیرم.
ازش خجالت میکشیدم.
بهش دروغ گفته بودم که نتونستم رمز گوشی پریناز رو باز کنم!
دلم برای بهار و کوروش پر میزد اما به این تنهایی نیاز داشتم.
سه روز به سختی گذشت موبایلمو خاموش کرده بودم و از خونه هم بیرون نمیرفتم.
ساناز چند بار در خونه اومده بود اما درو براش باز نکرده بودم.
حال و حوصله هیچی نداشتم.
حوالی ظهر بود.
بی حوصله بیسکوئیتی برداشته بودم و میخوردم که زنگ در به…
برای دانلود رمان همسر استاد ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۶۰۰۰ تومان
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید