
موضوع رمان: عاشقانه, اربابی, خونبسی
بخشی از داستان رمان ستیز
مامان نفس نفس زنان نزدیک میاد.
من باز می دوم، به جاوید که ایستاده نگاه میکنم، دنبالم نمیاد دیگه، مانعم نمیشه.
می خواد میران برگرده، برگرده و منو زنده زنده دفن کنه، این کارو میکنه.
من بدون اجازه ی میران بیرون زدم، میرسم به خونه مامان.
صدا میزنم: هیمن، هیمن،
می گردم، همه جا رو جز اتاق پدرم، سابقه داشته وقتی با من قهر بوده قایم بشه و کسی پیداش نکنه تا من دنبالش بگردم.
اما، اما انگاری این بار قایم نشده.
دلشوره مغزم رو می جَوه، روحم رو خراش میده، یکی روده ام رو به هم گِره زده، برای همینه که ته دلم آشوبه.
برای همینه که میشینم تو محوطه.
خاله هم غمگین و مغموم ایستاده، اونم ترسیده، شاید حتی بیشتر از مادرم این طبیعیه؟
صدای گریه م بلنده، خیلی بلند، میگم: کو پسرم مامان؟
دستام می لرزن، مامان لب باز میکنه جواب بده اما انگار حرف زدن یادش رفته، فقط گریه میکنه.
اولین آدمی که به ذهنم می رسه میرانه، همین که ته دلم میگم کاش میران بود!
این عجیبه، خیلی عجیبه.
اینکه جز خودم بخوام از میران حرف بزنم و امید داشته باشم اگه میران باشه همه چیز حل میشه.
حداقل تنها نیستم، چقدر حالا و این لحظه دلم میران رو می خواد! کجا رو بگردم؟
کجا رو داره بره اصلا؟
مامان، حس میکنم توهم میزنم…
برای دانلود رمان ستیز ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۴۲۰۰۰ تومان
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید