
موضوع رمان: عاشقانه, هیجانی, ازدواج اجباری, بزرگسال
بخشی از داستان رمان بیوه برادرم
عصبی و کلافه تماس رو قطع میکنم و گوشیو کنارم رو صندلی پرت میکنم.
سه روزی میشد که کیان رو همراه آنا از اون عمارت دزدیده بودیم و سپرده بودم دست اون خانواده که تهران زندگی میکنن.
تا آخر هفته قرار بود برن یه شهر دور.
سردرگم بودم نمی دونستم کاری که کردم درسته یا نه.
یعنی الان حال نازگل چطوریه؟
اگه روزی بفهمه من باعث جدایی پسرش ازش شدم منو میبخشه؟
نه مسلما نمیبخشه.
من با کاری که کردم همه ی پل های پشت سرمو خراب کردم.
من از کی انقدر بد شدم که گول اون جادوگرو خوردم و همچین کاری کردم.
خسته بعد چند روز دوری از خونه ماشینو تو حیاط پارک میکنم و با قدم های آروم میرم سمت عمارت.
درو که باز میکنم تارا شوکه از جاش بلند میشه و تند قدم برمیداره سمتم.
تو یک قدمیم وایمیسته و با حالی مچ گیرانه نگاهم می کنه و لب میزنه.
– نگو که کار تو بود، داداش نگو تا این حد پست شدی که یه بچه ی کوچیک و شیرخواره رو از مادرش جدا کنی هان؟
بگو کار تو نبود لعنتی.
عصبی چنگی به یقه ی لباسم زد و فریاد کشید.
– بگووو، بگو من راجب داداشم اشتباه کردم، بگو تو کاری نکردی و کامران الکی دنبالته.
از حرف آخرش شوکه شدم و لب زدم از کجا فهمیده کار منه؟!
ناباور یقه لباسمو ول کرد و قدمی به عقب رفت…
برای دانلود رمان بیوه برادرم ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۸۰۰۰ تومان
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
نخوندم ولی احساس میکنم خوبع