
ژانر رمان: عاشقانه، اجباری، مافیایی، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان خدمتکار اجباری
با کمک خودش رو تخت به پهلو دراز کشیدم. خودشم تخت رو دور زد و اون سمت کنارم خوابید.
اولین تجربه ام نبود که کنارش بودم. ولی هربار به یه دلیلی تو حال خودم نبودم و هوش و حواسم سر جاش نبود.
درست مثل الآن که بی اختیار پرسیدم:
– چرا باهام حرف نمیزنی؟
به پشت خوابید و زل زد به سقف…
– چی بگم؟
– از… زندگیت. از اینکه چی شد… چی شد که اینجوری شدی. چی شد که تبدیل به سنگ شدی؟
– طاقتش رو ندارم.. طاقت مرور کردن دوباره اون روزا و تعریف کردنش و ندارم. اگه همه چیز و بریزم بیرون دیگه حتی همین هیربدی که داری میبینی هم نیستم.
خیلی بدتر و سنگ تر میشم.
یه نیم چرخ زد و خیره شد تو صورتم.
فکر کنم تو هم طاقتش و نداری که اون هیربد رو ببینی!
– ولی.. ولی الآنم خوب نیستی.. داری اذیت میشی. اگه با یکی درد و دل کنی حالت بهتر میشه.
– میگم بهت.. یه روز که حال جفتمون خوب بود. یه روز که خیالم از بابت همه چیز راحت بود میگم بهت.
مطمئن باش اون موقع همه چیز عوض میشه و دیگه هیچ چیز مثل الآن نیست.
فقط دعا کن اون روز برسه.
تن صداش برام شیرین تر از لالایی های بچگیم بود و انقدر برام آرامش داشت که بی اختیار…
برای دانلود رمان خدمتکار اجباری ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۸۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷