
ژانر رمان: عاشقانه
قسمتی از داستان رمان جاوید در من
شاد کردن سرمه، راحت ترین کار ممکن است.
کلا هر چیزی که به عمو جانش مربوط است، او را شاد می کند.
کاپ کیک ها را تزیین کردیم و من آن ها را درون ظرف چیدم و به انتظار جاوید کنار هم نشستیم.
گفته بود تا نیم ساعت دیگر خودش را می رساند، تا برای شام ما را به فست فودی که سرمه جدیدا تعریفش را شنیده بود، ببرد.
در متن پیامش هم متذکر شده بود که منتظر سورپرایز ویژه آخر شبش باشم.
دل در دلم نبود.
می خواستم بدانم این سورپزایز عزیز چه می توانست باشد.
– میگم لعیا جون؟
– جونم؟
– یه چی بگم دعوا نکنیا.
– بگو ببینم چی هست، حالا.
چشم های شیطانش را در حدقه چرخاند و گفت: دیشب داشتم پیج محمدعلی رو چک می کردم.
– خب؟
– بعد برای یکی از پستاش دایرکت دادم، نقد کردم که متنشو بد نوشته و می تونسته از کلمات بهتری استفاده کنه.
– خب؟
– جوابمو داد.
این ذوق نشسته در نگاهش، غمگینم می کرد.
سرمه در سنی نبود که متوجه تفاوت دنیای خودش و محمدعلی شود.
– چی بود، جوابش؟
– خواست براش متن ادیت شده رو بفرستم تا مقایسه کنه. من هم فرستادم.
بعد هم تشکر کرد و تمام.
ابرو بالا انداختم.
– خب الان این همه ذوق واسه چیه؟
– واسه این که تونستم بهش حالی کنم من هم شاخم. فک می کنه…
برای دانلود رمان جاوید در من ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۶۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید