
ژانر رمان: عاشقانه، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان عشق یا لذت
باهم از ماشین پیاده می شیم و میریم سمتشون.
بدجور دلشوره داشتم. قفل بودن دستامم تو دست رامین بجای اینکه دلگرمم کنه بدتر رعشه به جونم می نداخت.
مامان نگاهش قفل دستام میشه. از شرم نگاه خیره اش خواستم دستمو از تو دست سامان در بیارم که فشار دستشو بیشتر می کنه و صدای آخم رو در میاره.
ماهان با دیدن واکنشش با تشر داشت میومد جلو که مادرم دستشو جلوی ماهان سد میکنه و مانع اش میشه.
صدای پوزخند سامان بود که سکوت رو شکوند.
_ تو قلدر این طایفه ایی؟ بزرگشون تویی که از سرو ته این خاندان فقط توئه ریقو میاد بیرون؟؟
_ حرف دهنتو بفهم مرتیکه، تو دیگه از کدوم بوته ایی در اومدی افتادی به جون ما، این دختره ی نفهمو چجوری خرش کردی؟؟
سامان بدون هیچ حرفی ساکت فقط نگاهش خیره ی مادرم بود و مادرمم نگاهش میخ من…
ماهان روشو کرد سمت منو گفت: مهتاب تو چت شده؟
از کی اینقدر بی پرده شدی؟ برگرد مهتاب… اگه نگران آبروتی خودم عقدت می کنم. برگرد سر جات.
دوباره داشت میومد جلو که اینبار سامان به حرف میاد.
_ حرفاتو زدی؟ مجلس تموم شد. خوش اومدی. من دشمن این خاندان شرف دارم به تویه کاسه لیس که شلوار در آورده بودی واسه همخونت؟؟ گفتی بهشون که خودتم مهتابو کشیدی تو بیابون…
برای دانلود رمان عشق یا لذت ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۷۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷