
ژانر رمان: عاشقانه، انتقامی، آسیب اجتماعی
قسمتی از داستان رمان شاه و نواز
منوچهر خان من خیلی از شما ممونم. شما محبت دارید انقدر انسان شریفی هستید که چه من و چه هدیه تا عمر داریم به خاطر رفتار ومحبتی که با کارو دارید باید دست بوس شما باشیم.
هیچکس حاضر نمی شد هدیه رو برای کار با یه بچه قبول کنه اما شما…
منوچهر: من کاری نکردم این حرفارو نزن نواز من به خاطر دل خودم با کارو وقت می گذرونم هر وقت هم کارو رو میبرم اتاق پریزاد اونم خوشحال میشه.
در حالی که اسباب بازی های کارو رو جمع می کردم با غیض به آیهان که لبخند شرورش روی لبش بود نگاه می کردم تا سرم چرخید، آیهان گفت:
اتفاقا نواز هم عاشق بچه است.
پلک هامو محکم روی هم فشردم فقط آدمو خجالت زده می کنه!
منوچهر هم بدتر از آیهان خندید و گفت:
نکنه حرف خودتو از دهن نواز می زنی؟
یعنی چی میشد چراغ افکار روشن منوچهر خاموش میشد؟
چطور همچین تصوری داره که می تونه اینجوری بگه؟!!
کلافه و عاصی سبد اسباب بازی ها رو بلند کردم و به سمت اتاق کارو رفتم درو باز کردم و دیدم یه گوشه اتاق تخت بچه است و پایین تخت هم هدیه نشسته بود و داشت بهش شیر می داد.
جا نبود که از دو نفر بیشتر توی اتاق وارد بشن…
برای دانلود رمان شاه و نواز ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۴۰۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷