
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، طایفه ای
قسمتی از داستان رمان صخزه سرد
سیروان، بی نفس از ماجرا گفته بود!
که آزاد، همان مرد جوانی که شریک داوود در کارهایش بود از یاشار پول گرفته است.
داوود و آن پسرک، آزاد، به تازگی در برج سازی با کاوان یک کاسه شده بودند!
و حال پای یاشار به ماجرا باز شده بود.
مثلا قصد داشت سنگ جلوی پای کاوان بی اندازد!
سنگ که نه. سنگریزه بود بیشتر!!!
آقا… زیر پای داوود هم نشسته که بکشه عقب. میخواد زبونم لال…
کاوان حرفی که او نمی توانست ادامه دهد را با جمله اش به اتمام رساند.
_منو کله پا کنه!
پوزخندی زده و زانویش را کمی ماساژ داد.
نگاهش دو دو میزد در خیابان های آشنا…
خیابانی که منتهی میشد به آن برج لعنتی!
باید قبلتر از اینها تمامش می کردند. اما آن دو شریک، بیخودی لفتش دادند.
_غلط میکنن آقا…خودم گردنش رو خرد میکنم.
اردلان گفته و از صندلی عقب به سمت کاوان، خودش را سوق داده بود.
شانه ی خان را فشرد.
کاوان برایش سری تکان داده و دم عمیقی گرفت باید آزاد را تنبیه میکرد.
نه به خاطر اتمام شراکت و آن ضرر هنگفتی که به کاوان زده بود برای حرف سنگینش!
پسرک گفته بود: یا بدهی و ضرری که بهم زدی رو صاف میکنی یا جور دیگه ای صافش میکنم.من بلدم با مردای متأهلی که سر…
برای دانلود رمان صخره سرد ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۷۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷