
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، طنز، کلکلی
قسمتی از داستان رمان زیباترین اجبار
بعد شام همه رفتیم سمت پارک و رو چمن ها نشستیم یکم هوا بخوریم.
سنگینی نگاه های شایان رو خودم رو حس میکردم ولی نمی شد بچرخم بهش بگم نگام نکنه که به خاطر همین بلند شدم و گفتم میخوام یکم قدم بزنم.
خیابون خیلی خلوت بود.
صدای پای کسی رو می شنیدم داشت دنبالم میومد.
قدم هامو بلند تر کردم و اونم سرعتش رو بیشتر کرد.
باید برمیگشتم به پارک، نفس حبس شدم رو بیرون دادم و برگشتم.
میخواستم از همین راهی که اومدم برگردم فوقش اومد جلو باهاش درگیر میشم.
حالا اگه نتونم چی؟ وای بیتا نفوذ بد نزن.
به محض اینکه چرخیدم با اون شخص چشم تو چشم شدم.
یه هیییییی گفتم و رفتم عقب.
تو تاریکی بود نمیتونستم درست ببینمش تنها چیزی که واضح بود هیکل گنده و بازو های قویش بود.
ای بابا ما هم شانس داریما حالا از دست این غول بیابونی نه ببخشید غول شهری چجوری فرار کنم آخه.
یه قدم اومد جلو تونستم نیشخند مضحکش رو ببینم.
یه قدم رفتم عقب که جلو تر اومد صورتش کامل معلوم نبود ولی یه جورایی آشنا میزد.
ترسیده بودم ولی به روی خودم نمی اوردم اگه بفهمه ترسیدم بدتر میشد.
سعی کردم چهره جدی به خودم بگیرم و ترس رو از خودم دور کنم.
آره همینه چرا بترسم خدا تو اون…
برای دانلود رمان زیباترین اجبار ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۶۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷