
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی
قسمتی از داستان رمان زن شرطی
شب نه آیان و نه من هیچکدوم خوابمون نبرد.
فقط تو جا غلت می زدیم.
با خودم عهد کردم که این یک سال و هفت -هشت ماه دندون رو جیگر بذارم تا بگذره.
فقط بگذره و آزاد بشم. بعد از حرفای تابان، انقدر پر از کینه و نفرت شدم که هیچ چیز منو آروم نمیکنه.
نمیخوام به چیزی فکر کنم حتی توی این لحظه احساساتی که قلبمو محاصره کرده بود هم مهم نبود.
میخوام بعد این زمان، آدمی بشم که برای خودش زندگی میکنه.
برای ماریایی که از هیجده سالگی به بعد، تو جنگ بیرحمی آدم ها له شد.
صبح اول وقت، مامان زنگ زد. فهمیدم که اون شب نه بابا و نه مامان به خاطر نگرانی من نخوابیدن.
در جواب سوال ها و نگرانی های مامان فقط جواب دادم :
– همه چی آروم و خوبه نگران نباش نه دعوایی شد نه تهدید و ترسی در کاره.
مامان با دلواپسی مدام قسم میداد و میگفت:
ماری، به جون مامان من دیگه توانشو ندارم همینطوری بیماری و وخامت حال مادرم، حالو روزم رو از من بریده.
میان کلام مامان پریدیم و گفتم:
– مامان جان! من که میگم همه چی خوبه. به خدا خوبم.
مامان: اگر خوبه که چرا این وقت صبح تو بیداری؟
لبهام رو هم چسبید یادم رفته بود که اونور خط کسی که…
برای دانلود رمان زن شرطی ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۷۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷