
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، رئال، خانوادگی
قسمتی از داستان رمان هزار چم
تا رسیدن شهاب تردید های قلبم هزار برابر شد، چند بار از جایم بلند شدم تا آنجا را ترک کنم.
اما نگاه های آقای فرجاد مرا از این حد ترسو بودن شرمنده می کرد.
صدای ترمز شدید باعث شد همه کسانی که در رستوران بودند، وحشت زده به پنجره چشم بدوزند.
ماشین خودش بود که پشت یک نیسان آبی کوبیده شد.
اما بی توجه، ماشین را در خیابان رها کرد و پیاده شد و سمت رستوران دوید.
پشت سرش ماشین سپهری را دیدم که ترمز کرد و همراه سپهری چند مرد دیگر پیاده شدند.
وحشت کردم، با دیدن حال شهاب و ظاهر آشفته اش وحشت کردم.
منتظر بدترین واکنشش بودم، مخصوصا وقتی وارد شد و در رستوران را با شدت پشت سرش کوبید.
بی اختیار چند قدم عقب رفتم، نگاهم کرد و سریع سمتم آمد.
سپهری و چند مرد دیگر هم حالا وارد شده بودند، دلم می خواست پشت سپهری یا آقای فرجاد پناه بگیرم اما پاهایم توان حرکت نداشت.
اولین حرکتش در آغوش کشیدنم بود!
بعد اشک هایش و بعد ناله هایش…
– کجا بودی تو؟ چرا با من این طور کردی قربونت برم!
شهابِت بمیره این چه سر و وضعی هست؟
بعد عقب رفت، با نگرانی نگاهم کرد و دوباره محکم تر بغلم کرد و سر و صورتم را بوسید…
برای دانلود رمان هزار چم ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۷۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷