
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، خیانتی، انتقامی
قسمتی از داستان رمان دومینو
حرفش فاخته را آتش زد! صدای مویه ی آن زن هنوز می آمد.
صدای ماشین هایی که رد میشدند، آژیر آمبولانس…
و این مرد شورش را درآورده بود.
خودش آتش به دل فاخته می انداخت و خودش میگفت گریه نکن!
– به تو چه… ها؟ به تو چه که گریه کنم یا نکنم؟ خودت و دخترت زندگی منو به گند کشیدین حالام که افتادی دنبال این که من و فربد رو از هم جدا کنی اونوقت…
ژست آدمای دلسوزم میگیری؟
قدمهایش را تند کرد تا دور شود از این هوای مسمومی که نفسهایش را میبرید.
و منوچهر هنوز هم مهربا ن بود.
– وایسا دختر م…
– من دختر تو نیستم! به من نگو دخترم!
باید پیش پدرش میرفت. احساس بی پناهی میکرد.
همه ی دنیا انگار جلویش ایستاده بودند، هر کسی یکجور در زندگی اش جولان میداد و یک جور ناراحتش میکرد.
بریده بود دیگر! مگر او چه قدر جان داشت؟!
شروع به دویدن کرد، دلتنگ بود دلگیر بود.
آغوش جمشید را میخواست… هنوز دست های زمختش را به خاطر داشت.
هنوز یادش بود چه قدر دلخوری هایش برای جمشید اولویت بود.
منوچهر رفتن او را نگاه میکرد، تنها چیزی که وجودش او را شرمنده میکرد این دختر بود.
نه آنکه پشیمان باشد از کارهایش فقط…
آهی کشید و اشاره ای به همراهانش کرد تا به کارهای آن زن رسیدگی کنند…
برای دانلود رمان دومینو ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۵۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷