
ژانر رمان: عاشقانه، معمایی، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان دختر خدمتکار
هر آدمی در گوشه ای مشغول پچ پچ کردن بود، گاهی بهم اشاره میکردن اما برام مهم نبود.
سعی میکردم بهشون نگاه نکنم.
از پله ها بالا رفتم و به اتاقم رسیدم.
بعد از حمام کردن موهام رو بستم و بلوز و دامن دخترونه ی راحتی رو به جای اون زره نظامی سنگین به تن کردم.
از کمد وسایلم تنها چیزهایی که از مادرم به جای مونده بود رو در آوردم.
دلم میخواست بهشون نگاهی بندازم تا یادی از مادرم کنم.
تمام وسایل به جای مونده از مامان دوتا لباس کهنه و رنگ و رو رفته بود و جعبه ی مکعب شکل با اندازه ی نسبتا متوسط و مشکی رنگ…
دلم میخواست بعد از این مدت که تقریبا یک سالی میشد برای اولین بار بازش کنم تا بدونم توی اون چی بود که مامان همیشه ازم پنهانش میکرد؟
واهمه داشتم از دیدن هر آنچه که مادرم سالها ازم مخفی کرده بود.
نفس عمیقی کشیدم و بازش کردم.
چشمم به گردنبند زیبا و گران قیمتی با زنجیری از جنس طلا و سنگ نارنجی براق با رگه های خاکستری رنگ افتاد.
با تعجب بهش نگاه کردم، نگینی به شکل اشک!
این گردنبند، عجیب منو جذب خودش کرده بود.
اون رو در دستم گرفتم و در جعبه رو بستم.
چرا مامان نمی خواست من این رو ببینم؟!…
برای دانلود رمان دختر خدمتکار ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۹۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷