
ژانر رمان: عاشقانه، پلیسی، طنز
قسمتی از داستان رمان سه سوت
وقتی توی ماشین نشستیم به طاها زنگ زدم و حال مامان و پرسیدم که اونم با لحن بی حالی گفت:
دوباره بهش آرام بخش دادم. مدام گریه می کرد.
دستی به صورتم کشیدم و به طاها که خستگی از صداش هم می بارید گفتم:
خودتم بخواب اینجوری نمی تونی مواظب مامان باشی.
صدای آروم و غم زده اش توی گوشم پیچید.
می خوام ولی نمی تونم.
آب دهنم و چندبار پشت هم قورت دادم و با خداحافظ آرومی که گفتم تماس و قطع کردم.
مهیار نگاهی به من انداخت و بدون حرف راه افتاد.
تا شب یک سره دویدم تلفن هامون مدام زنگ می خورد و خبرها جابه جا می شد.
قرار بود برای یک جمع بندی کلی همه بچه ها توی اتاق مهیار جمع باشن و درباره چیزایی که پیدا کردیم با هم بحث کنیم و در نهایت چکیده اشو برسونم دست سرهنگ سرگرد میرزانی و بچه هاش که رفته بودند دنبال سوابق محمود رضامند دست پر اومده بودند.
این یارو خیلی پاکه یعنی اینقدر موجهه که نمیشه بهش هیچ انگی زد.
مهیار اخم کرده گفت:
خوب چی پیدا کردین؟
محود رضامند. شصت و چهار ساله لیسانس تغذیه داره متاهل سه تا بچه داره دختر و پسر بزرگش ایران نیستن دختر کوچیکش فقط اینجاست.
علاوه بر کارخونه هایی که گفتیم چند هزار…
برای دانلود رمان سه سوت ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۶۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
رمان قشنگ و قوی ایه،ارزش خوندن رو داره و به خاطر قلم قوی تااخر داستان با نویسنده همراه میشین