
ژانر رمان: عاشقانه، طنز، همخونه ای
قسمتی از داستان رمان سلبریتی
آخر شب بود و من با اشاره دامون از خدا خواسته پرواز کردم سمت اتاقی که مانتوم رو توش درآورده بودم تا حاضر شم و هرچه زودتر برگردیم خانه.
دیگه تحمل اون جو سنگین برام غیر ممکن شده بود.
و عجیب بود که خانه دامون رو صد در صد ترجیح می دادم.
درو به خیال اینکه کسی تو اتاق نیست بی هوا باز کردم.
دیدم گلچهره رو تخت نشسته و با دیدن من تو جاش یه کم پرید بالا و بلند شد.
بعد از اون نگاه خیره اش سر بازی منچمون دیگه ندیدمش و حدس زدم همچنان باید تو آشپزخونه باشه.
ولی حالا اینجا جلوی روم سبز شده بود.
با بی تفاوتی نگاهم رو گرفتم و رفتم سمت جا لباسی.
پشت بهش در حال بستن دکمه های مانتوم بودم که صداش به گوشم خورد:
– کی با دامون آشنا شدی؟
بدون اینکه برگردم یه کم فکر کردم تا یادم بیاد این سوال رو دیگه کی ازم پرسیده بود.
که سریع دوزاریم افتاد.
من یه بارم از زبون پرتو، دوست دختر دامون این سوال رو شنیده بودم.
صد در صد دلیل جفتشون برای پرسیدن این سوال مشابه مثل هم بود.
احتمالاً گلچهره می خواست بدونه آشنایی ما قبل از ازدواجش بوده یا بعدش.
واسه همین ترجیح دادم جوابی بهش ندم و چرخیدم سمتش.
– چطور؟
خیلی سعی داشت عادی باشه…
برای دانلود رمان سلبریتی ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۶۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷
توجه: هنگام خرید رمان VPN خود را خاموش کنید