
ژانر رمان: عاشقانه، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان آشپزباشی
با حالی خراب در اتاق خوابش کنار پنجره چمباته زدم.
از رفتارش دلم حسابی شکست.
چرا اینطور احساسم را پس زد آن هم حالایی که می دانست سرشار از احساساتم!
– خاکشیر بیارم برات مامان؟
درد طلاق گرفتن مامان و بابایم گرانتر از این رفتارهای ضد و نقیض امیرحسین بود!
– نه مامان! تشنه م نیست.
– قهر کردی از امیر؟
سر بالا انداختم و دوباره سرم را روی زانوهایم گذاشتم.
– یکم دلم تنگ باباس، شما چه طور؟
لبخند از روی لب هایش پر کشید، صورتش یک آن غمگین شد و نگاه از من دزدید.
– حرفشو نزنیم مامانم، منو ببین! نگام کن؟
همون روحی بی اعصاب خونه ی باباتم؟
نبود! مامانم کلی آرام شده و دیگر برای هر چیزی استرس بیخود نداشت!
– نه شما مامان قبلی نه بابا بابای قبل!
– بابات این چهره شو وقتی تو رو داد به کیسان رو کرد! پشت دخترش واینستاد پشت داداشی وایستاد که همه ی سهمش از اون زمینای کوفتیو بالا کشیده بود!
نمیدانستم از کدام زمین ها حرف میزند، نکته ی جالبی هم به نظرم نرسید چون فکرم درگیر بداخلاقی های چند سال پیش بابا شد!
آن وقت هایی که دستش را بلند میکرد که من را بزند! یا وقتی میگفتم نمیخواهم دست به یک چیزی میشد سمتم پرت کند!
– بابا فکر میکرد من خوشبخت میشم.
– بابات فکر خوشبختی خودش بود نه تو!…
برای دانلود رمان آشپزباشی ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۸۰۰۰ تومان
پس از تکمیل فرآیند پرداخت آنلاین، لینک دانلود رمان بلافاصله برای دانلود در دسترس شما قرار می گیرد.
◄برای ارسال تیکت به پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
◄پشتیبانی پیامکی: ۰۹۳۵۵۴۲۲۹۶۷