
ژانر رمان: عاشقانه
قسمتی از داستان رمان دامن گیر
پیشانی هاوش با آن افتادن یک دفعه ای از تاب پنج بخیه برداشته بود.
سمیه بیچاره حال و روزش بدتر از هاوش بود.
زیر سرم رفت و حال به اصرار من رفته بود کنار هاوش کمی استراحت کند.
کلافه بودم.
استرسی که آن حد خونریزی پیشانی هاوش به جانم نشانده بود و تداعی گر خاطره ای دردناک برایم بود و از سوی دیگر در نیمه رها شدن مطلع کردن بقیه از تصمیمان، حالم را خراب ساخته بود.
این حجم مهمان هم در سالن خانه که منتظر پذیرایی بودند قوز بالا قوز بود.
– من دارم هلاک میشم،چرا اینا نمیرن؟ شامشون هم که خوردن. ای بابا!
غرهای ترگلی که بی شک این خستگی و ورم پاهایش از آن مردم داری و مهمان نوازی فاصله اش داده بود باعث شد از میان حجم بی اندازه مواد درون یخچال ظرف توپک های خرمایی که برای امیرعلی درست کرده بودم را بیرون بکشم و برابر ترگل روی میز بگذارم.
– یکم بخور جون بگیری، خسته ای…
برای دانلود رمان دامن گیر ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۸۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید