
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، ازدواج اجباری، همخونه ای
قسمتی از داستان رمان نیلوفر آلپ
موبایلم زنگ خورد.
– کیه این موقع شب؟
– سیف عزیزجون…
– وا چی می خواد نصف شبی؟ الان جلوی در حرف می زدید.
– نمی دونم قطع شد، شاید دستش خورده.
فوری گوشی نوکیا ساده ام رو سایلنت کردم و یادم اومد تو مسیر وقتی از سرخیابون سوار ماشین اون پیرمرده که صاحب باغ سرخیابون بود شدم هم زنگ زده بود اما جواب نداده بودم و چندین تماس بی پاسخ دیگه اش ام احتمالا برای وقتی که منو تو مهمونی ندیده و دنبالم می گشته روی گوشی بود.
گوشی تو دستم لرزید و اسم سیف رو دیدم این بچه رو هم نگران کردما…
برای اینکه عزیز دیگه حرفی نزنه رفتم تو رخت خواب و پیامش رو باز کردم.
– چرا رد میدی؟ کجایی تو؟ یا جواب نمیدی یا رد میدی بیا می خوایم بریم.
بینیمو بالا کشیدم و با ناخن های کوتاهم دکمه ها رو تندتند فشار دادم.
– من اومدم خونه…
دوباره تماسش روی گوشی نشست که باز رد تماس زدم و پیام دادم.
– عزیز خوابه نمیتونم حرف بزنم.
– کی رفتی؟ با چی رفتی؟ چرا خبر ندادی؟ من دو ساعته دارم دنبال تو میگردم…
برای دانلود رمان نیلوفر آلپ ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۴۰۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید
عالی بود
رمان خوبی بود پیشنهاد میشه
👍