
ژانر رمان: عاشقانه، هیجانی، غمگین
قسمتی از داستان رمان شهزاده و دختر گدا
چند قدمی به عقب برداشتم ولی نترسیدم. این اسب عجیب برام اشنا بود.
بازم به سمتش رفتم اما این بار آروم تر.
نا آروم تکان میخوره.
خدایا غلط کردم من چجوری حالا سوار این اسب بشم! این که حتی نمیزاره بهش نزدیک بشم.
باد شدیدی میاد و یال های اسب برای لحظه ای کنار میره اوه این دیگه چیه!
روی پیشونی و زیر یال های این اسب جای زخمای عمیقی وجود داره!
سرم تیر شدیدی میکشه و صحنه ای از گذشته یادم میاد. دو تا اسب سفید رو به تنه درختی بسته بودن.
مردی که یه پیشبند خونی به تن داشت به سمت دو اسب امد و یکی از اون ها رو افسارش رو به دست گرفت و به زور کشوند به سمت جایی که یک تبر بزرگ اونجا بود.
تمام یال های اسب رو چید و توی کیسه ای گذاشت. اسب خیلی ناارومی میکرد.
چندتا مرد دیگه امدن و شروع به زدن اسب کردن.
یکی از اون ها افسار اسب رو کشید ولی اسب با پاهاش لگدی به مرد زد که مرد روی زمین افتاد.
شلاق های زیادی به صورتش زدن. ولی نمیدونم چیشد که افسار اسب پاره شد اون اسب فرار کرد.
خودم رو یادم میاد که پشت درختی قایم شده بودم و وحشت کرده بودم.
به سمت جایی که اسب به اونجا فرار کرده بود رفتم مدت زیادی گشتم ولی هیچ…
برای دانلود رمان شهزاده و دختر گدا ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۳۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید