
ژانر رمان: عاشقانه، هیجانی، انتقامی، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان رولت روسی
در کافه کوچک و پرنوری نزدیک به محل اقامتش نشسته ایم.
می دانم از اینجا تا هتلی که در آن اقامت دارد، چند خیابان بیشتر فاصله نیست.
دلم می خواست اتاقی در هتلی که در آن ساکن بود بگیرم تا بتوانم به او نزدیکتر باشم.
اما امکان نداشت به همین راحتی انقدر پول جور کنم. پس تصمیم گرفتم جای دیگری ببینمش.
البته با کمک شبنم!
حواسم را جمع حرف هایش می کنم:
– پس بعد از اینکه از دانشگاه ما رفتی پدرت فوت کرد؟
نمی خواهم به پدرم فکر کنم. به یاد آوردن اتفاقات ده سال پیش باعث می شود، مخلوطی از احساسات مختلف در وجودم
آشوب بپا کند و من باید احساساتم را بهتر از اینها تحت کنترل داشته باشم.
– آره ناراحتی قلبی داشت.
– متاسفم…
کمی از نوشیدنیم می نوشم و گلویم را تازه می کنم:
– خیلی ممنون.
مدت هاست الکل نمی خورم. همان اولین و آخرین باری که خوردم، همه چیزم را از من گرفت.
از طرفی هم باید حواسم همیشه جمع باشد. شخص دیگری نیست تا از من مراقبت کند.
شخصی نیست که اگر یک شب خانه نرفتم، به پلیس خبر گم شدنم را بدهد.
خودم هستم و خودم!
– چی شد سر از تبلیغات درآوردی؟ رشته ات فیزیک بود یادمه.
بهشون نگفتم بخاطر شما!
نگفتم الان سال هاست که برایتان برنامه میریزم.
نگفتم سال هاست که مانند سایه ای…
برای دانلود رمان رولت روسی ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۴۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید