
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی، همخونه ای
قسمتی از داستان رمان جنگل ماهون
فصل اول: “پاییز در طهران”
– زمستون؟
صدای بمِ مردانه، دور و ناآشنا به نظر میرسد اما، ” زمستون ” گفتنش، حسابی آشنا…
با تاسف میخندم و سمت صدا میچرخم.
در میان هرج و مرج سالن فرودگاه، چشمم رویش مینشیند.
برایم دست بلند میکند.
– بیا اینجا…
از همان فاصلهی کم، بیاختیار نگاهم روی قد و بالایش در نوسان است.
تک پسر خانوادهی کیانی…
آریامهر کیانی!
عیاش، زبانباز، یک دخترباز به تمام معنا و… بامرام!
بامرام بود.
ته مرام را در رفاقت میگذاشت و همین باعث شده بود ساعت چهار صبح، به جای برادرم به فرودگاه بیاید، دنبال من...
نسبت به چهار سال پیش، جاافتادهتر و حتی… جذابتر شده بود!
موهای سیاهش را با شلختگی عمدی روی پیشانیاش ریخته بود.
چشمانش از بیخوابی غرق خون بود.
سمتش میروم و دست دراز میکنم.
– سلام.
” میم ” آخر ” سلام ” گفتنم هنوز از دهانم کامل خارج نشده، که دستم را میان دستان پهن و مردانهاش میگیرد و مرا یک ضرب درآغوشش میکشد.
در کمال مریضی با تمام توان میان باوزانش فشارم میدهد که جیغ استخوانهایم به هوا میرود.
– علیک سلام… زمستون خانم!
به سختی میان آغوشش سعی میکنم نفس بکشم و به جای اکسیژن، عطر خاص آریامهر را تنفس میکنم.
عطرش هنوز هم همان بود…
ترکیب بوی چوب سوخته و ترشی آلبالو!
مشتی به پهلویش میکوبم و نامفهوم همانطور که صورتم به سینهاش چسبیده، غر میزنم:
– خفهم کردی!
رضایت میدهد و کمی مرا از خودش دور میکند.
نگاه خریدارانهی نمایشیای، به سر تاپایم میاندازد و من قسم میخورم شیطنت پشت چشمان سیاهش به قدری زیاد است که توان خراب کردن یک آبادی را باهم دارد!
برای دانلود رمان جنگل ماهون ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۴۲۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید