
ژانر رمان: عاشقانه، بزرگسال
قسمتی از داستان رمان بابونه
عصبی و ترسیده گفتم زهره ترک شدم، این چه وضع تو اتاق اومدنه، حداقل یه در می زدی.
خم شدم و گوشیم رو برداشتم، تماس هنوز قطع نشده بود، گوشی رو جلوی دهنم گرفتم و گفتم نازی بعدا باهات حرف میزنم.
تلفن رو قطع کردم، قلبم بوم بوم می کوبید از ترس، آب دهنم رو قورت دادم می خواستم بدونم کی اومده و چقدر از حرفام رو شنیده، اما وحشت اینکه نکته یک کلمه از حرفام رو شنیده باشه مجبورم می کرد سکوت کنم.
ایاز ابرویی بالا داد و گفت این همه زنگ در رو زدم نشنیدی؟
از روی تخت بلند شدم و با حاضر جوابی گفتم اگر شنیده بودم که نمی ترسیدم یه صدایی بزن تا حداقل سکنه نکنم.
خم شدم و از روی زمین تی شرتم رو برداشتم و تنم کردم، ایاز لبخندی زد و گفت:
– دختر غرغرو بیا صبحانه بخور ببرمت خونه مامان، می ترسم ضعف کرده باشی.
نیشخندی زدم و تو دلم گفتم: ضعف اصلی رو تو کردی که هنوز…
برای دانلود رمان بابونه ابتدا باید این رمان را خریداری نمایید.
شما می توانید نسخه اصلی و کامل این رمان را از طریق درگاه بانکی زیر خریداری نمایید.
قیمت ۳۲۰۰۰ تومان
لینک دانلود این رمان بلافاصله بعد از پرداخت موفق قابل مشاهده و فعال خواهد شد.
جهت ارتباط با پشتیبانی سایت اینجا کلیک کنید